الفيض الكاشاني
395
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پناه مىبرم » « 2 » و « نزديك است فقر به كفر انجامد » . « 3 » با سخن آن حضرت كه : « مرا مسكين زنده بدار و مسكين بميران و مرا در زمرهء مسكينان محشور كن » « 4 » تناقضى ندارد ، زيرا آنچه پيامبر ( ص ) از آن به خدا پناه برده فقر مضطرّ است ، و آنچه در دعا از خدا خواسته فقرى است كه اعتراف به بيچارگى و خوارى و احتياج به خداست . فضيلت مطلق فقر ( 1 ) امّا آنچه از آيات دلالت بر آن دارد قول حقّ تعالى است كه : لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ ؛ « 5 » و نيز : لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ . « 6 » خداوند در اين دو آيه سخن را بر سبيل مدح بيان كرده و صفت فقر را بر صفت هجرت و محصور بودن آنها مقدّم داشته و اين دليل روشنى بر ستايش فقر است . مىگويم : اين دو آيه به هيچ روى بر ستايش فقر دلالت ندارند ، بلكه در مقام بيان آنند كه مصرف مال به فقيرانى اختصاص دارد كه داراى اوصاف مذكور باشند . همچنين در بعضى اخبار كه غزّالى ذكر كرده مراد همين است ، مانند آنچه نقل كرده كه از پيامبر خدا ( ص ) پرسيدند : بهترين مردم كيست ؟ فرمود : « فقيرى كه آنچه را با تلاش و زحمت به دست آورد ببخشد » چه اين روايت گوياى اين است كه فضيلت دارد فقير آنچه را با زحمت و كوشش خود به دست آورد ببخشد و بر فضيلت فقر به طور مطلق دلالت ندارد . از اين رو ما از نقل آنچه غزّالى ذكر كرده و بر اين مطلب دلالت ندارند و يا متشابهاند و يا آنها را تأويل كرده و يا سخنانى است كه به گويندهء آنها اعتماد نيست صرف نظر مىكنيم ، و به ذكر آنچه از طريق خاصّهء از اهل بيت ( ع ) وارد شده است
--> ( 2 ) سنن نسايى ، 8 / 262 ضمن حديثى كه در آن آمده است : « از شرّ فتنهء فقر » ؛ سنن ابو داوود و ابن ماجه . ( 3 ) الحلية ابو نعيم از حديث انس ، و پيش از اين در كتاب حسد ذكر شده است . ( 4 ) حاكم ، ابن ماجه به شمارهء 4126 آن را از حديث ابى سعيد نقل كرده و صحيح دانسته و پيش از اين ذكر شده است . ( 5 ) حشر / 8 : ( اين اموال ) براى مهاجرانى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند . ( 6 ) بقره / 273 : ( انفاق شما بايد ) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا محصور شدهاند ، نمىتوانند ( براى تأمين هزينهء زندگى ) زمين را در نوردند . از شدّت خويشتندارى افراد ناآگاه آنان را بىنياز مىپندارند .